محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6349
تاريخ الطبرى ( فارسي )
امير مؤمنان شتاب آرد و خبر را از جانب من به آنها بگويد اما خدا سلامت روزى كرد . گويند كه برادر بايكباك ، وقتى در آن مجلس خبر يافت كه در بارهء مهتدى چه تصميم دارند به آنها گفت : « شما پسر متوكل را كه نكو روى بود و گشاده دست و با فضيلت ، كشتيد ! مىخواهيد اين را نيز كه مسلمان است و روزه مىدارد و نبيذ نمىنوشد بى گناه بكشيد ! به خدا اگر اين را بكشيد به خراسان مىروم و كارتان را در آنجا شهره مىكنم . » وقتى خبر به مهتدى رسيد ، به مجلس خويش درآمد ، شمشيرى آويخته بود و پوششى پاكيزه به تن كرده بود و بوى خوش زده بود . بگفت تا آنها را به نزد وى درآرند كه لختى به امتناع بودند ، سپس به نزد وى درآمدند كه به آنها گفت : « خبر دارم كه در بارهء من چه قصدى داريد . من همانند متقدمان خويش نيم ، نه مانند احمد بن محمد مستعين و نه مانند پسر قبيحه . به خدا اكنون كه بنزد شما آمدهام حنوط زدهام و در بارهء فرزندانم به برادرم وصيت كردهام . اين هم شمشير من است ، به خدا تا دستگيرهء آن به دستم باشد با آن ضربت مىزنم . به خدا اگر يك موى من بيفتد به سبب آن بيشترتان به هلاكت افتند يا نابود شوند . مگر دين نداريد ؟ مگر آزرم نداريد ؟ اين مخالفت خليفگان و اقدام و جرئت بر ضد خداى تا كى ؟ آنكه قصد محفوظ داشتن شما دارد و آنكه وقتى چنين چيزى در بارهء شما شنود رطلهاى شراب خواهد و از مسرت ، بليهء شما و خوشدلى از هلاكتان بنوشد به نزدتان يكسان است ! به من بگوييد آيا خبر داريد از اين دنياى شما چيزى به من رسيده ؟ اى بايكباك ، مىدانى كه بعضى پيوستگان تو از جمع برادران و فرزندان من توانگرترند . اگر مىخواهى اين را بدانى بنگر آيا در منزلهايشان فرشها يا خادمها يا كنيزكان مىبينى ؟ يا همانند شما ملك يا درآمدى دارند ؟ مىگوييد من از صالح خبر دارم ؟ مگر صالح يكى از وابستگان و يكى همانند شما نيست ؟ وقتى راى شما با وى موافق نيست